شبانگاهان
شبها که میشه یه داستانی برای عزیز دل می خوانیم وبا هم در موردش حرف می زنیم تا بخوابه .
داستان در مورد چگونگی تولد وبزرگ شدن بود.آخر داستان تو هم کوچولو یه روزی پدر یا مادر میشی بعد هم پدر بزرگ یا مادر بزرگ.
من:فکرش رو بکن یه روزی مادر بزرگ میشی.
پارمین:مامان پدربزرگم کی میشه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:53 توسط مهدیه
|